الهی العفو

خدایا، مرا ببخش! به خاطر لحظه­ هایی که به یاد تو نبوده­ام! به خاطر سجده­هایی که زود از سر مهر برداشتم. به خاطر همه­ی درهایی که کوبیده­ام و خانه تو نبوده­اند. به خاطر همه حاجاتی که از غیر تو خواسته­ام. به خاطر همه وعده­هایی که تو به من دادی و من باور نکردم. به خاطرهمه آنچه به خاطر سعادت من از من خواستی و من اعتماد نداشتم. به خاطر همه آنچه خواستی به من بفهمانی و من نفهمیدم. به خاطرهمه نعمت­هایت که شکر نکرده­ام. به خاطرهمه مهربانی­هایت که با گناه پاسخ داده­ام. به خاطر همه چشم پوشی­هایت که سوءاستفاده کرده­ام و گستاخ­تر شده­ام. به خاطر همه آنچه در راه من خرج کرده­ای و من هیچ در راه تو خرج نکرده­ام. به خاطر... مرا ببخش! نه به خاطر آنکه من لیاقت بخشیده شدن دارم. به خاطر اینکه تو شایسته­ی بخشیدنی! نه به خاطر آنکه گناهان من بخشودنی هستند. به خاطر ایتکه تو اهل عفو و مغفرتی و گذشت کار توست. نه به خاطر این­که من خوب شده­ام؛ به خاطر این­که تو خوبی! نه به خاطر آنکه مرا خوشحال کنی. به خاطر این­که پیامبرت و اولیاء تو خوشحال شوند. مرا ببخش! نه به خاطر من .به خاطر "آن­که" گناهان من اول او را اذیت می­کند. به خاطر "آن­که" گناهان من، غربت و آوارگی و غیبت او را تمدید می­کند.ئ به خاطر "آن­که" هر هفته پرونده اعمال مرا بدست او می­دهند! به خاطر "آن­که" این بار نمی­داند با چه رویی پیش تو شفاعت مرا کند. به خاطر "آن­که" قرار است بر زمین آقایی و سروری کند و گناهان من مانع این کار شده­اند. به خاطر "آن­که" دوستش داری و او تو را دارد! به خاطر "آن­که" ناراحتی او ناراحتی توست و خوشحالی او خوشحالی تو! به خاطر امام زمان مرا ببخش.

شهادت امام جعفر صادق تسلیت باد


ارث

این آتشی که شعله زده بینِ خانه‌ام
ارثی بُوَد که ز مادر به من رسید

کفن
کفن‌ها بر بدن پیچید و فرمود:
خدایا بی کفن جدّم حسین است

آتش
یاد آن روز که در خانه‌ام آتش افتاد
سر به دیوار زده نام تو را سر دادم

مزد
ز دستِ کینه‌ی دشمن کجا کنم فریاد
ببین جماعت دنیا چگونه مزدم داد

شقایق
شیعه بی قرآن ناطق گشته است
جسمِ صادق چون شقایق گشته است


بهترین دوست ،  امام عصر

اگر تمام عالم را جست­و­جو کنی، دوستی همچون امام عصر علیه السلام نمی­یابی که:

هرچند به یادش نباشی، تو را از یاد نبرد؛

هرچند او را رها نکنی، تو را رها نکند؛

هرچند بر او جفا کنی، از عطا دریغ نورزد؛

هرچند در حقّش دعا نکنی، به درگاه خداوند برایت دعا کند؛

هرچند از او گریزان باشی؛ از تو روی برنگرداند؛

هرچند موجبات رنجش او را فراهم کنی، رنجوری تو را برنتابد؛

هرچند به او سربلندی نیفزایی، او سبب افتخار و بزرگی تو باشد؛

اگر از حال او بی­خبر باشی، از احوال تو بی­خبر نماند؛

اگر تو حضور او را درک نکنی، همیشه و هرجا همراه تو باشد؛

اگر از ارتباط با وی خودداری کنی، خود به تو پیغام دهد؛

اگر از او دفاع نکنی، تو را بی­پناه مگذارد؛

اگر هزاران مرتبه قلبش را شکسته باشی، باز عذرت را بپذیرد؛

اگر بارهای زیادی نقض میثاق کرده­ باشی، راه بازگشت به سوی تو نبندد؛

اگر تو او را دوست نداری، او تو را دوست داشته باشد؛

اگر تو امانت­داری شایسته برایش نباشی، او امین و رازنگهدار تو باشد؛

اگر تو او را یاری نرسانی، او پشتیبان و یاور تو باشد؛

اگر کوچک­ترین خدمتت را به رُخش کشی، بزرگ­ترین لطفش را به رویت نیاورَد؛

اگر تو حریمش را پاس نداشتی، او تو را حمایت و محاظت کند؛

اگر تو او را طرد کنی، او کهف حصین و پناهگاه امن تو باشد،

اگر سهم او را از مالت نپردازی، باز هم روزی خویش را مدیون او باشی؛

اگر تو فرزندی خطاکار و سربه­هوا گشتی، او پدری بزرگوار و شفیق باقی بماند؛

اگر تو حقّ برادری­اش را ادا نکردی، او همچنان برادری مهربان برای تو باشد؛

اگر تو او را در سختی­ها تنها گذاشتی، او در تنگناها تو را تنها نمی­گذارد و شاید، رهایی­بخش تو باشد؛

اوصاف ماه رجب از زبان آیت‌الله تهرانی

آیت‌الله تهرانی با اشاره به راویتی از پیامبر(ص) که ماه رجب را ماه استغفار امّت خود خوانده است، بر ریزش رحمت الهی بر برندگان در این ماه تأکید کرد.
به گزارش دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله مجتبی تهرانی، گزیده‌ای از سخنان این استاد اخلاق به مناسبت فرا رسیدن ماه نورانی رجب در پی می‌آید:

روی عَنِ الباقِرِ (عَلَیهِ السَّلامُ) قال: لجابر الجُعفی، یا جابرَ: «مَن هذَا الَّذی سَأَلَ اللَه تَبارَکَ وَ تَعالی فَلَم یُعطِهِ أَو تَوَکَّلَ عَلَیهِ فَلَم یَکفِهِ أَو وَثِقَ بِهِ فَلَم یُنجِهِ» [بحارالانوار، جلد68، صفحه 138]

ای جابر! چه کسی از خداوند تبارک و تعالی درخواستی کرده و خداوند درخواست و خواهش او را نپذیرفته و به او عطا نکرده است؟ یا اینکه چه کسی به خداوند توکّل و تکیه کرده و خداوند او را کفایت ننموده است؟

شرح

از حضرت باقر (علیه‏السلام) روایت شده است که حضرت به جابر جُعفی فرمودند: ای جابِر! چه کسی است که از خداوند در خواست کند و خداوند به او عطا نکند؟!

حضرت می خواهند بفرمایند که چنین چیزی نشدنی است؛ «مَن هذَا الَّذی سَأَلَ اللَه تَبارَکَ وَ تَعالی فَلَم یُعطِهِ»، به تعبیر ما یعنی کسی را به من نشان بده که از خدا در خواست کرده و خدا به او عطا نکرده باشد؟!

«وَ مَن یَتَوَکَّلَ عَلَیهِ فَلَم یَکفِهِ»، نشانم بده ببینم! کیست که کارش را به خدا واگذار کند و خداوند او را کفایت نکرده و کارش را انجام ندهد؟!

«وَ مَن وَثِقَ بِهِ فَلَم یُنجِهِ» نشانم بده ببینم! کیست که اعتماد به خدا کند و تکیه گاهش خدا باشد، امّا خدا او را نجات ندهد و از گرفتاری رهایی نبخشد؟!

در اینجا سه سؤال پشت سر هم مطرح شده است؛ اگر کسی واقعاً از خداوند درخواست کند و غیر او را کارساز نداند، خدا هم عطا می‏کند، هم کفایت می‏کند و هم او را نجات می بخشد؛ در این شکّی نیست!

بله! در هر زمانی این طور است؛ امّا در برخی ظرف‏های زمانی اجابت تسریع می‌شود؛ برخی مکان‏ها هم همین طور هستند، مثلاً در مشاهد مشرّفه، مساجد و... زمان‏ها نیز مانند مکان‏ها، در سرعت اجابت مدخلیّت دارند.

یکی از زمان‌هایی که در بین سال به این مطلب اختصاص دارد، «ماه رجب» است. در روایتی از پیغمبراکرم است که حضرت فرمودند: خداوند، فرشته‏ای را در آسمان هفتم قرار داده است که: «یُقالُ لَهُ الدّاعی»، اسمش «جارچی» است. «داعی» به معنای جارچی، یعنی کسی که کارش جار زدن است.

وقتی ماه رجب وارد می‏شود، این فرشته از شب تا به صبح فریاد می‌زند:

«طُوبی لِلذّکِرین طُوبی لِلطّائِعینَ»، خوشا به حال کسانی را که در این ایّام و شب‏ها به یاد خدا بوده و ذاکر الله تعالی هستند و از او اطاعت می‏کنند. «وَ یَقُولُ اللهُ تَعالی»، آن ملک می‏گوید: خداوند شب‏های ماه رجب می‌فرماید: «وَیَقُولُ اللهُ تَعالی اَنَا جَلیسُ مَن جالِسَنی»، من هم‌نشین کسانی هستم که با من هم‌نشین شوند!

«وَ مُطیعُ مَن اَطاعَنی»، این خیلی بالاست! اطاعت می‏کنم کسانی را که از من اطاعت ‏کنند!

«وَ غافِرُ مَن اَستَغفَرَنی»، می آمرزم کسانی را که از من درخواست غفران و آمرزش نمایند!

«اَلشَّهرُ شَهری وَ اَلعَبدُ عَبدی وَ الرَّحمَة رَحمَتی»، این ماه، ماه من است! بنده، بندۀ من است! و رحمت، رحمت من!

«مَن دَعانی فی هذَا الشَّهر ِ اَجَبتُهُ»، هر کس در این ماه، مرا بخواند و صدایم بزند، جوابش می گویم!

«وَ مَن سَئَلَنی اَعطَیتُهُ»، اگر کسی از من درخواستی کند به او عطا می‏نمایم!

«وَ مَن ِ اَستَهدانی هَدَیتُهُ»، اگر کسی از من راهنمایی بخواهد او را راهنمایی می‏کنم!

این روایت، روایت مفصّلی است. می‏فرماید: من این ماه را ریسمانی بین خود و بنده‏ام قرار داده‌ام، «وَ فَمَنِ اعتَصَم َ بِهِ وَصَلَ اِلیَّ»، هر کس این ریسمان را بگیرد، به من می رسد. ماه رجب، ماه خداوند، ماه رحمت خداوند و وسیله‏ای برای رسیدن به خداوند می‏باشد.

در روایتی امام صادق‏(علیه‏السلام) از پیغمبر اکرم نقل می فرماید که: ماه رجب، ماه استغفار امّت من است؛ بعد می‌فرماید: رجب را «اَصبّ» گویند، چون رحمت خدا در این ماه به امّت من زیاد ریزش می‌کند؛ ماه رجب چنین ماهی است. لذا حضرت فرمودند: زیاد در این ماه بگویید: «اَستَغفُرِ اللهَ وَ اَسئَلُهُ التَّوبَةَ»؛ ایشان برای استغفار دیگر سقف هم نمی‌گذارند، بلکه می‌فرمایند: زیاد استغفار کنید و در این ماه از رحمت الهی که بر شما ریزش می‌کند بهره بگیرید!

دلم آتش گرفت به یاد آن مادری که نمی دانم هنوز زنده هست یا نه

برادر من
وقتی رفت شانزده ساله بود.
وقتی رفت روی پا بند نمی شد
و وقتی برگشت روی دست مردمی که آمده بودند تا بهشت بدرقه اش کنند...

وقت رفتنش قامت رعنائی داشت که مایه ی حسرت هر مادری بود
و وقتی برگشت، مشتی استخوان بود که حسرت هر مادر شهیدی را زنده می کرد
وقتی رفت پلاک داشت و نام و نشان و مادر و پدر
و وقتی برگشت بی نام و نشان و گمنام آمد تا همه ی ما
مادرش
پدرش
خواهر و برادرش باشیم.


شیرمرد شانزده ساله ای که وقتی رفت عزیز مادر و پدر بود
و وقتی برگشت عزیزترین کس یک شهر...
وقتی قبل از او
دراز کشیدم توی خانه ای که خانه ی ابدی او بود و صورت گذاشتم روی خاکی که صورت او بنا بود روی آن گزارده شود
دلم آتش گرفت به یاد آن مادری که نمی دانم هنوز زنده هست یا نه
اما می دانم هنوز حتی اگر زنده نباشد، چشم انتظار هست و هست و هست...
برادر گمنام ِ شانزده ساله ام،
وقتی جمجمه ای که به خدا سپرده بودی را گذاشتم در دل خاک تپه ای که به نام توست
تا عطر بهشتی که از آن وزان است
تا ابد در شهرمان و دل مان و در یادهایمان جاوید بماند،
یادم افتاد بگویمت
سلام ما
سلام من
برسانی...
و نحن ان شا الله بکم لاحقون!
بهشت گوارایت باد!

منبع : سایت خمول

وظيفه مسلمانان در روز شهادت فاطمه(س)

حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني (دام ظله) در مسجد اعظم قم و در درس خارج فقه ضمن بياناتي وظيفة مسلمانان را در عزاي فاطمه زهرا (س) به طور عام ، و شيعيان به طور خاص بيان فرمودند و به فرمايش رسول خدا (ص) اشاره نمودند كه آن حضرت فرمود : « اول شخص يدخل الجنة فاطمة » سپس ضمن توضيح در مورد اسناد حديث مذكور بيان داشتند: از آنجا كه اولين شخص كه وارد بهشت مي شود حضرت خاتم (ص) است ايشان مي خواهد به دنيا بفهماند كه آن كس كه اول داخل بهشت مي شود من هستم منتهي در قالب زهرا (س) .
به گزارش تابناک، مرجع بزرگ شيعيان اظهار داشتند كه بر اساس فرمودة قرآن ، پيامبر(ص) كسي است كه «ماينطق عن الهوي» ]يعني از روي هوي سخن نمي گويد[ و آن حضرت بر اساس اسناد مورد اتفاق عامه و خاصه فرموده است : «فاطمه بضعة مني فمن اغضبها فقد اغضبني فمن ابغضني فقد ابغض الله» . ]فاطمه پارة تن من است هركس اورا بيازارد مرا آزرده است و هركس مرا بيازارد خدا را آزرده است.

ايشان پس از توضيحات مبسوط علمي در خصوص حديث مذكور فرمودند : چون حضرت فاطمه (س) پاره اي از پيامبر(ص) است پس روز شهادت حضرت زهرا (س) روز شهادت خاتم الانبياء (ص) است و روزي است كه بايد جنازه پيامبر(ص) تشييع شود .

ايشان خطاب به همة مسلمانان بويژه شيعيان فرمودند : هر مسلماني كه به خدا و پيامبر(ص) ايمان دارد بايد رفتارش در روز سوم جمادي الثاني با عزاي فاطمه زهرا(س) همان رفتاري باشد كه در عزاي رحلت رسول خدا (ص) انجام مي دهد.

حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني در بخش مهم بيانات خود شيعيان را مورد خطاب قرار دادند و وظيفه ويژه اي به آنها اختصاص دادند بدين بيان كه مملكت اگر مملكت شيعه است روز سوم جمادي الثاني بايد يكپارچه شور و شيون باشد بايد آتشي در عزاي زهرا(س) برپا شود . اگر اميرالمومنين (ع) با شنيدن خبر شهادت همسرش غش كرد مملكت علي (ع) بايد چه كند !

آثار تسبیح حضرت فاطمه (س)

امام جعفر صادق علیه السلام درباره آثار تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام گوید:

من سبح الله فى دبر الفریضة تسبیح فاطمة علیهاالسلام مائة مرة و اءتبعها ب (لا اله الا الله ) مرة ، غفر له.

ترجمه :
هر کس پس از به جاى آوردن نماز واجب ، خداوند متعال را به تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام – که مجموعا صد مرتبه است – مورد تقدیس ‍ وئ تحمید قرار دهد و آن را با ذکر لا اله الا الله – یک مرتبه – به اتمام برساند، مورد عفو و آمرزش خداوند قرار مى گیرد.
و نیز در جاى دیگر فرماید:
من سبح فاطمة علیهاالسلام قبل اءن یثنى رجلیه ، بعد انصرافه من صلاة الغداة غفرالله له ، و یبداء بالتکبیر.
ترجمه :
هر که بعد از نماز واجب و قبل از آنکه روى از قبله برگرداند، خداوند متعال را به تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام مورد تقدیس قرار دهد و تسبیح را با الله اکبر آغاز نماید، خداوند او را مورد عفو و بخشش قرار مى دهد.

سید رضى الدین على بن طاووس (664 ه ) در کتاب فلاح السائل روایت دیگرى را از کتاب محمد بن على بن محبوب ، به نقل از عبدالله بن سنان ، از امام جعفر صادق علیه السلام نقل نموده که آن حضرت فرمود:

من سبح تسبیح فاطمة فى دبر المکتوبة من قبل اءن یبسط رجلیة ، اءوجب الله له الجنة.
ترجمه :
هر که پس از اتمام نماز واجب و قبل از (روى برگرداندن از جانب قبله )، آنکه زانوهاى خود را از حالت (تشهد) نماز تغییر دهد، خداوند را به تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام تقدیس نماید، خداوند بهشت را بر او واجب مى کند – یعنى او را در بهشت جاى مى دهد.
و قاضى نعمان مغربى (363 ه ) در کتاب دعائم الاسلام ، از امام صادق علیه السلام روایت نموده :

من سبح تسبیح فاطمة علیهاالسلام قبل اءن یثنى رجلیه من صلاة الفریضة غفر له.

ترجمه :
هر کس پس از اتمام نماز واجب و قبل از آنکه حالت نماز را بر هم زند – در همان حالت نشسته و رو به قبله – تسبیح حضرت فاطمه را به جاى آورد گناهان او بخشیده مى شود.

همان طور که پیش از این گفتم ، ذکر – هر چه که باشد – راءسا نمى تواند موجب بخشش گناهان و ورود در بهشت باشد و به نظر نگارنده چنین امرى با مسلمات شریعت همخوانى ندارد زیرا خداوند متعال در قرآن کریم ، براى غفران و بخشش گناهان بندگان ترتیب خاصى معین نموده و در آیات متعدد تصریح کرده است که بعد از تحقق آن امور غفران و بخشش الهى نصیب گناهکاران مى گردد.


برخى از این آیات عبارتند از:

من تاب من بعد ظلمه و اءصلح فان الله یتوب علیه ، ان الله غفور رحیم .

من عمل منکم سوءا بجهالة ، ثم تاب من بعده ، و اءصلح ، فانه غفور رحیم.

الذین عملوا السیئات ، ثم تابوا من بعدها، و آمنوا، ان ربک من بعدها لغور رحیم.

ثم تابوا من بد ذلک و اءصلحوا، ان ربک من بعدها لغور رحیم.

انى لغفار لمن تاب و آمن و عمل صالحا ثم اهتدى .

همان گونه که مشاهده مى کنید در این آیات دو مرحله خاص براى بخشش ‍ گناهان پیش بینى شده است :
1 – توبه
2 – اصلاح اعمال و افعال

و در صورت تحقق این دو امر است که خداوند متعال گناهان ما را مى بخشد، مقام ربوبى خودش در همین آیات بر این ترتیب تاءکید و تصریح نموده سپس مى فرماید:

ان ربک من بعدها لغفور رحیم .
و یا مى فرماید:
انى لغفار لمن تاب و.
بنابراین ملاک غفران و چگونگى آن در کلام قرآن مجید کاملا واضح و مشخص است .

منبع: کتاب زندگانى حضرت زهرا علیهاالسلام

منافات دین و شادی؟!

سیاری از مردم و به خصوص جوانان، چنین می‌پندارند که دین‌داری با زندگی شاد منافات دارد و کسانی که دیندارترند، از شادی کمتر در زندگی برخوردارند و کسانی که به احکام و آموزه‌های دین کمتر پایبندند، در بهره‌برداری از لذت‌ها و شادی‌های زندگی، آزادی بیشتری دارند. آیا این پندار، صحیح است و اساساً این پندار از کجا شکل گرفته است و منشأ آن چیست؟


تعریف ما از دین‌داری و زندگی شاد چیست؟

دینداری

منظور ما از دین، اسلام ناب و حقیقی است؛ نه هر چه که به عنوان دین شناخته می‌شود. هر فرد یا جامعه‌ای که باور عمیق‌تر و جدی‌تری به مبانی اعتقادی اسلام داشته باشد و در عمل و رفتار هم چارچوب اسلامی را بیشتر و دقیق‌تر عمل کند، دین دار تر شمرده می‌شود.

از آن جا که دین حق، یعنی اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌وآله موجب تأمین سعادت انسان و نشان دهنده راه خوشبختی حقیقی است و سعادت و خوشبختی است که شادی حقیقی و ماندگار را برای ما به وجود می‌آورد. بنابراین، دین‌داری درست نمی‌تواند با شادی حقیقی، ناسازگار و متضاد باشد.

رفتارهای ناشایست کسانی که ادعای دین‌داری می‌کنند و آداب و رسوم غلطی که به نام دین در جوامع دینی جاری است، نباید به حساب دین گذاشته شوند. دین به ما توصیه می‌کند که در مواجهه با یکدیگر، چهره‌ای بشاش و شاد داشته باشیم و حتی اگر اندوه و غصه‌ای هم در درون ما وجود دارد، آن را به رخ دیگران نکشیم و کام دیگران را تلخ نکنیم.1 بی‌توجهی به این دستورات، موجب برداشت غلط از دین‌داری شده است.

امامان ما فرموده‌اند که شیعیان ما یعنی دین‌داران حقیقی، در شادی و سرور ما، شادمانند 2 و در حزن و اندوه ما،اندوهگین.

حالا اگر در جامعه ما تعادل رعایت نمی‌گردد و به شادی و سرور به اندازه مراسم عزاداری و گریه اهمیت داده نمی‌شود، ناشی از برداشت ناقص و عادت غلط دین‌داران است؛ نه این که دین‌داری صحیح و حقیقی آن را ایجاب نمی‌کند.

به هر حال، دین‌داری به معنی صحیح و جامع آن، منافاتی با زندگی شاد به معنی درست و عمیق آن ندارد؛ ولی نگاه و تعریف ما از زندگی شاد هم باید روشن شود تا پاسخ این پرسش کامل گردد.

ادامه نوشته

کنترل چشم و زبان

زبان یک تکّه گوشت است، امّا اعجوبه اى است که مى تواند جامعه و جهانى را اصلاح کند و یا ممکن است جهانى را بر هم بریزد.

حضرت على(علیه السلام) مى فرمایند: «اعْجَبُوا لِهذَ الإنْسَانِ یَنْظُرُ بِشَحْم، وَیَتَکلَّمُ بِلَحْم، وَیَسْمَعُ بِعَظْم، وَیَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْم؛ تعجّب کنید از این انسان که با یک قطعه «پى» مى بیند، و با قطعه «گوشتى» سخن مى گوید، و با «استخوانى» مى شنود و از «شکافى» نَفس مى کشد.(یعنى این کارهاى بزرگ و حیاتى را با این وسائل کوچک انجام مى دهد)».(1)

در واقع این حدیث یکى از درس هاى بزرگ توحید و خداشناسى است و تعبیرات بسیار عالى و رسا و جمله ها حساب شده است. چند موضوع است که در انسان مهم است یکى چشم است که مهمترین وسیله ارتباطى انسان با جهان خارج است معلوماتى که از طریق چشم به دست مى آوریم از همه معلومات دیگر بیشتر است.

وسیله دیگر گوش است که معمولاً علوم نقلى از طریق آن به انسان منتقل مى شود. سوّمین وسیله زبان است که وسیله تعلیم و تعلّم و انتقال علوم از نسلى به نسل دیگر است، که اگر زبان نبود تمدن امروزى به وجود نمى آمد.

چهارمین وسیله که باعث بقاى انسان است، تنفس است که اگر دو دقیقه نفس کشیدن انسان قطع شود، مرگش حتمى است چون مقاومت سلول هاى مغز انسان در مقابل کمبود اکسیژن، از تمام سلول هاى دیگر بدن کمتر است و حدّاکثر مقاومتش دو دقیقه است، انسان مقاومتش در برابر غذا زیاد است تا جایى که بعضى تا پنجاه روز بدون غذا مقاومت کردند، و در مقابل کمبود آب هم مى شود چند روز مقاومت کرد، اما در مقابل کمبود هوا، مقاومت بسیار اندک است. امام على(علیه السلام) مى فرماید ببینید خداوند چه قدرت نمایى کرده و این چهار دستگاه و ابزار مهم را با مصالح ارزان و کم اهمیّت ساخته است .

ادامه نوشته

نماز

قُلْ إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّـهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

﴿الأنعام: ١۶٢

ای پیامبربگو همانا نماز من و عبادات من و زندگى من و مرگ من براى خداوند، پروردگار جهانیان است.

 

پیام ها ی آیه:

1-راه و روش و هدف خود را در برابرجریان ها و راههاى انحرافى، با صراحت و افتخار اعلام کنیم. «قل»

2-با آنکه نماز، جزو عبادات است، ولى، جدا ذکر شده تا اهمیّت آن را نشان دهد. «صلاتى و نُسُکى» گویی خداوند برای نماز حساب جداگانه ای باز کرده است.

3-انسان‏هاى مخلص، مسیر تکوینى (مرگ و حیات) و مسیر تشریعى خود (نماز و نُسُک) را فقط براى خداوند عالمیان مى‏دانند. «انّ صلاتى و نُسُکى و محیاى و مماتى للّه»

4-آنگونه که در نماز قصد قربت مى‏کنیم، در هر نفس کشیدن و زنده بودن و مردن هم مى‏توان قصد قربت کرد. «محیاى و مماتى للّه...»

5-مرگ و حیات مهم نیست، مهم آن است که آنها براى خدا و در راه خدا باشد. «محیاى و مماتى للّه»

6- آنچه براى خدا باشد، رشد مى‏کند. «للّه ربّ العالمین»

7- مرگ و زندگى دست ما نیست، ولى جهت دادن به آن دست ماست. «للّه»

8-اخلاص در کارها، فرمان الهى است. «بذلک امرت»

9-پیشواى جامعه، باید در پیمودن راه و پیاده کردن فرمان الهى، پیشگام باشد. «اوّل المسلین»

منبع: تفسیر نور،استاد محسن قرائتی

دلم تاريك شده ، پندي ده !

شخصي نزد پارسا مردي ، كيسه اي پُر دِرَم به دست گرفت.
گفت: يا استاد ! دلم تاريك شده ، مرا پندي ده!
پارسا گفت :اندر آن كيسه چه داري؟
گفت: دِرَم.
گفت: چند است؟
گفت : هزار دِرَم .
گفت: سر كيسه باز كن.
باز كرد!
پارسا ، يك درم برگرفت وگفت: پيش تر آي !
پيش تر آمد.
پارسا آن دِرَم بر چشم وي نهاد وگفت چشم باز كن وبنگر !
گفت : اين دِرَم بر چشم من است ، نمي بينم .
پارسا گفت :ای مرديك دِرَم بر چشم سر نهادي ، دنيا را نمي بيني. پس هزارر دِرَم بر دل
نهادي ، چگونه چشم دل تاريك نشود تا عقبي را ببيني!

ماهيّت نفاق و دروغ يكي است

ماهيّت نفاق، همان ماهيّت دروغ است. زيرا ظهور عملي نفاق اين است كه شخص وانمود كند كه مؤمن و متعهّد است، ولي در قلب او چنين اعتقادي نهادينه نشده باشد. نمود دروغ اين است كه شخص، مطلب كذبي را با زبان بيان مي‌كند ولي در نفاق با عمل خود، كذبي را در رفتار مدّعي مي‌شود، درحالي كه با زبان ادعاي ديگري دارد. وقتي فردي كه اسلام و ارزش‌‌هاي انقلابي را قبول ندارد، قيافه مذهبي گرفته و در صف اوّل راه‌پيمايي‌ها شركت مي‌كند، اين به واقع دروغ‌گوي عملي است.
پس ماهيّت نفاق و دروغ يكي است؛ با اين تفاوت كه عمل پليد دروغ، در گفتار است امّا نفاق در رفتار خود را نشان مي‌دهد. البته نفاق، دروغ در گفتار نيز دارد كه در قرآن كريم آمده است: ”اِذََا جََاءَكَ الْمُنََافِقُونَ, قََالُوا نَشْهَدُ إِنَّّكَ لَرَسُولُ الله وَ اللهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنََافِقيِِنَ لَكََاذِبُونَ.“  هنگامي كه منافقين نزد شما آمده و مي‌گويند: ”ما شهادت مي‌دهيم كه به يقين شما رسول خدايي.“ خداوند مي‌داندكه تو رسول او هستي, ولي خداوند شهادت مي‌دهد كه منافقين دروغ‌گو هستند. با توجه به اين که هم منافق مي‌گويد شما رسول خدايي و هم واقع اين است اما چون منافق باور دروني به اين سخن خود ندارد خداوند او را کاذب و دروغگو تلقي فرموده.

ديگر اين که نفاق، حالت تشديد شده دروغ‌گويي است. دروغ گوها گاهي دروغ ساد‌ه‌اي مانند كودكان، مي‌گويند، امّا اين نفاق نيست؛ بلكه مبدأ نفاق بوده و او با اين گونه رفتار بذر نفاق را در دل خود غرس کرده است. اين شخص با دروغ چهرة خود را، خلاف آن چيزي كه هست نشان داده و سعي در فريب ديگران دارد. اين ريشه نفاق مي‌باشد. البته، آرام، آرام، شخص به اين صفت زشت، عادت كرده و تصوّر مي‌كند با دروغ گفتن، بسياري از مشكلات اقتصادي او برطرف مي‌شود. شنيده‌ايد كه بعضي از سوداگران مي‌گويند: ”تا دروغ نگوئيم، معامله انجام نمي‌گيرد“.”مجبوريم كه دروغ بگوييم“. اين فرد وقتي متوجّه نفع دروغ شد، بار بعدي دروغ چرب‌تري مي‌گويد. اين سير نفاق در مسائل سياسي و اجتماعي نيز، وجود دارد. براي نمونه، شخص وانمود مي‌كند كه جزء گروه و حزب خاصّي است، امّا هرگز معتقد به مباني آن‌ها، نيست.

آشنایی با اعمال «دحو الارض»

«دحو الارض» مطابق با بیست و پنجم ماه ذی‌القعده، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید، از این روز، بخش‌هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن کرد تا کم کم به شکل یک چهارم خشکی‌های امروزی درآمد.
مطابق روایات، اولین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد، مکان کعبه شریف و بیت الله الحرام بود.

  دَحو» به معنای گسترش است و برخی نیز آن را به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی اش تفسیر کرده‌اند، منظور از «دحوالارض» (گسترده شدن زمین) این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب‌های حاصل از باران های سیلابیِ نخستین فراگرفته بود، این آب‌ها، به تدریج در گودال‌های زمین جای گرفتند و خشکی‌ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده‌تر شدند.

از سوی دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی‌ها و بلندی‌ها یا شیب‌های تند و غیرقابل سکونت بود، بعدها باران‌های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره‌ها گستردند، اندک اندک زمین‌هایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان، کشت و زرع پدید آمد، مجموع این گسترده شدن، «دحو الارض» نام‌گذاری می‌شود.

از امیرالمومنین علیه‌السلام روایت شده است که فرمودند: «نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در بیست وپنج ذی القعده بود. کسی که در این روز روزه بگیرد و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را که روزش را روزه و شبش را عبادت کرده است خواهد داشت.»

به نظر برخی از مفسران، آیه ۳۰ سوره نازعات «وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِکَ دَحَاهَا»، به همین واقعه اشاره دارد، گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده‌اند که اهمیت آن را دو چندان کرده است؛ از جمله:

- میلاد حضرت ابراهیم علی نبینا وآله وعلیه‌السلام

- میلاد حضرت عیسی مسیح علیه‌السلام

- خروج رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها و نیز تمامی همسران پیامبر(ص) نیز ایشان را همراهی می‌کردند.

- در روایتی نیز آمده است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه‌الشریف در همین روز قیام خواهد کرد.

 

اعمال شب و روز دحو الارض

*روزه: یکی از آن چهار روز است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است، در روایتی روزه‏اش مثل روزه هفتاد سال است و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال است، هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت به سر آورد از برای او عبادت صد سال نوشته شود، از برای روزه‏دار این روز هر چه در میان آسمان و زمین است استغفار کند، این روزی است که رحمت خدا در آن منتشر شده، از برای عبادت و اجتماع به ذکر خدا در این روز اجر بسیاری است.

* نماز: نمازی که در کتب شیعه قمیین روایت شده است، آن دو رکعت است، در وقت چاشت در هر رکعت بعد از «حمد»، پنج مرتبه «توحید» و «الشمس» بخواند و بعد از سلام نماز بخواند «لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»، پس دعا کند و بخواند «یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ» .

*دعا: خواندن این دعا است که شیخ در «مصباح» فرموده، خواندن آن مستحب است:

«اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْکَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ کَاشِفَ کُلِّ کُرْبَةٍ أَسْأَلُکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ أَیَّامِکَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیْکَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِکَ الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ کُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَی کُلِّ حَقٍّ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِکَ الْمَخْزُونِ غَیْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ‏] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَکْرَمَ مَرْجُوٍّ یَا کَفِیُّ یَا وَفِیُّ یَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِیٌّ الْطُفْ لِی بِلُطْفِکَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِکَ وَ أَیِّدْنِی بِنَصْرِکَ وَ لا تُنْسِنِی کَرِیمَ ذِکْرِکَ بِوُلاةِ أَمْرِکَ وَ حَفَظَةِ سِرِّکَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَی یَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَکَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی اللَّهُمَّ وَ اذْکُرْنِی عَلَی طُولِ الْبِلَی إِذَا حَلَلْتُ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَی وَ نَسِیَنِیَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَی وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْکَرَامَةِ وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِکَ وَ اصْطِفَائِکَ وَ بَارِکْ لِی فِی لِقَائِکَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیّا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیْرَ زَادٍ وَ أَوْفَی مِیعَادٍ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ‏] أَوْلِیَائِکَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَشْیَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِکَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِکَهُمْ وَ ضَیِّقْ عَلَیْهِمْ مَسَالِکَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِکَهُمْ اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِکَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِکَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِکَ فِی أَعْدَائِکَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِکَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیْتَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَکَ حَتَّی تَرْضَی وَ یَعُودَ دِینُکَ بِهِ وَ عَلَی یَدَیْهِ جَدِیدا غَضّا وَ یَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَی جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی کَرَّتِهِ حَتَّی نَکُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِکْ بِنَا قِیَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَیْهِ [عَلَی مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَیْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیْهِ [عَلَیْهِمْ‏] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ».

چادرم یادگاری از زهراست



یادگاری ز فاطمه با من
هست در کوچه ها نگهبانم
قدر این تاج بندگی را من
با تمام وجود می دانم

از نگاه های هرزه بگریزم
تا شود یک نگاه خریدارم
چادرم فاطمی ست مولاجان؟
من به یاد تو(عج) دوستش دارم

عاشق رنگ چادرم هستم
نه که مشکی که رنگ بندگی است
سجده هایم ز شکر پر اشکند
روحم از شوق غرق تازگی است

چه غم ار بد بگویدت شیطان
او که با رنگ نور بیگانه ست
آی ابلیس شوم باور کن
که هنوز قلب ما محب خانه است

چادرم یادگاری از زهراست
گوییا خار چشم شیطان است
ما سپر از بلا نیندازیم
آرزومان صف شهیدان است

کذلک یریهم الله اعمالهم حسرات علیهم

با نام خدا

احساس سوختن به تماشا نمی شود

سوختن ها متفاوتند ، دلایل مختلفی هم دارند

یکی را درد عشق می سوزاند ، یکی را درد دوری و فراق می سوزاند

یکی را ...

به این فکر می کنم که بهتر از حیوانات بودن کار خیلی راحتی هم نیست، یعنی خیلی هم سخت است

در روایت آمده که خروس ها قبل از اذان صبح که می خوانند دارند ذکر می گویند. می دانید ذکرشان چیست؟

می گویند اذکرو الله ایها الغافلون!

در نظر خروسها آنها که پیش از نماز صبح خوابند «غافلند»..

ببینید قضاوت ملائک و انبیاء و اولیاء چیست؟

فکر می کنید کجا باید دنبال آنهایی گشت که گفت جهنمی اند و دلیلش هم این است که دل دارند، چشم و گوش دارند ولی ادراکات متناسب با آنها را ندارند..

اولئک کاالانعام، اولئک هم الغافلون..

اینها «غافلانند» نه کفار و مشرکین!

فکر می کنید این در و دیوای که ما می بینیم حیوانات نمی بینند؟

یا آنها فهم و درک و شعور و ادراک محبت و .. را ندارند؟ نه اینطور نیست..

درد آنجا بیشتر می شود که می خواهی خودت را به کسانی برسانی و منتسب کنی که با آنها به اندازه عوالم نامتناهی فاصله داری.. می بینی از علم و اخلاق و اعمالی که مورد رضای آنهاست

اثری هم در زندگی ات نیست...

جهل درد است.. غفلت درد است.. محرومیت و دوری درد است...

درک این دردها می سوزاند آدم را

بدون شرح...

ماعون و نماز گزاران

سوره ی ماعون را خوانده ای؟

همان سوره ای که خدا در آن می فرماید وای بر نماز گزاران و نشانی می دهد که کدام نماز گزاران؟

امسال با دقت بیشتری این سوره را خواندم تفسیرها را نگاه کردم  + + +

آيا كسى كه قيامت را انكار مى ‏كند ديده ‏اى؟
او همان كسى است كه يتيم را با خشونت مى ‏راند.
و ديگران را بر اطعام مسكين تشويق نمى‏ كند.

پس واى به حال نمازگزاران؛ آنان كه از نمازشان غافلند، آنان كه پيوسته ريا مى ‏كنند و  دیگران را از ضروریات زندگی منع می‏کنند

ماعون یعنی ضروریات زندگی، بارزترین مصداقش امروز کجاست؟

هر چند ساعت یک بار در کشوری قحطی زده کودکانی از گرسنگی می میرند و عده ای هنوز دعوا می کنند که خودمان! واجب تریم و جالب تر اینکه همان عده ای معمولا به خودمان! هم کمک نمی کنند

ویل للمصلین

پ.ن. 1. در وبلاگ صبر ریحانه ها خواندم از شهیدی که آمده بود به خواب مادرش و گفته بود: قرانی که به معنی اش توجه نمی کنی برای من از زهر هم تلخ تر است

پ.ن.2. نماز بی ولایت فقط بی نمازی نیست ویل هم دارد؛ و تو گفتی: «غصه‌ى بزرگى كه امروز بر دل ما سايه افكنده است، غصه‌ى مردم سومالى است. خوشبختانه مردم ما خوب وارد ميدان شدند، خوب كمك كردند؛ اما هرچه ميتوانيد - مسئولين و غير مسئولين - ان‌شاءالله كمك كنيد تا خداى متعال اين گرفتارى را هم برطرف كند.»

بگذار اعتراف کنم اگر تو نبودی و تذکرهای تو نبود نه سال قبل از سیل پاکستان چیزی می فهمیدم و جدی اش می گرفتم نه امسال قحطی سومالی  برایم دغدغه می شد. جانم فدای سید علی

پ.ن.3. آنها که نماز نمی خوانند هیچ! اما اگر تمام نمازگزاران آنگونه که باید، نماز می خواندند آیا در کشورهای مسلمان اینقدر مشکل وجود می داشت. ویل للمصلین +

عيد فطر و احكام اين روز مبارك

عيد سعيد فطر عيد بزرگ مسلمانان كه پس از يك ماه عبادت و روزه داري گرامي داشته مي شود، احكامي دارد كه مهمترين آنها پرداخت زكات فطره است.

شریعت اسلامی هچنانکه برای روح و معنویت انسان‌ها برنامه‌ جامع و کاملی دارد برای سعادت و رفاه دنیوی آنها نیز برنامه مناسبی دارد.


به عنوان نمونه در فقه اسلامی، علاوه بر اینکه بخش قابل توجهی به مباحث اقتصادی مربوط می‌شود، قوانینی در آن وضع شده تا قشر کم درآمد و فقیر، از کمک‌های بی‌نیازان برخوردار باشند تا فقر و نداری به تدریج از جامعه اسلامی رخت بندد و این در حالی است که بخشش‌ها و انفاق‌های مالی (واجب و مستحب) علاوه بر اینکه منبع همیشگی کمک به نیازمندان است، برای انفاق کنندگان نیز اجر اخروی داشته و مجاهدتی بزرگ محسوب می‌شود.


یکی از این واجبات مالی که در هر سال بعد از اتمام ماه مبارک رمضان واجب می‌شود «زکات فطره» است که در این یادداشت به احکام آن می‌پردازیم:

 

*زکات فطره بر چه کسانی واجب است؟
اگر کسی موقع غروب شب عید فطر (که فردای آن شب، روز عید است) بالغ، عاقل و هوشیار باشد و همچنین فقیر نباشد باید برای خود و همه کسانی که نانخور او هستند (یعنی در نظر مردم تحت سرپرستی اقتصادی او هستند و روزگارشان از دارایی او تامین می‌شود) زکات فطره پرداخت کند.
حتی اگر نامسلمان هم نانخور مسلمان باشد باید به ازای او هم زکات فطره پرداخت شود.
چون زکات فطره از عبادات مالی است، باید با قصد قربت به پروردگار پرداخت شود.

لطفا به ادامه مطلب رجوع کنید. 

ادامه نوشته

راه نجات در کلام آیت الله بهجت

راه نجات در کلام آیت الله بهجت

مرحوم آیت الله بهجت

شخصي از بهجت عارفان، رضوان‌الله تعالي عليه مي‌پرسد: "شخصي كه ايمان بسيار ضعيف دارد، چگونه اراده را قوي كند تا هركاري را انجام ندهد و حتي بتواند از كارهايي كه خارج از اختيار اوست جلوگيري كند؟"

آن پير روشن‌ضمير در پاسخ، جمله‌اي كوتاه بيان كرده‌اند كه به واقع راه نجات انسان در آن نهفته است: "در آنچه تحت اختيار اوست، اختيارا خلاف رضاي خدا را به‌جا نياورد، همين راه نجات است." (پرسش‌هاي شما و پاسخ‌هاي آيةالله بهجت، جلد اول)

بي‌شك اين منطقي‌ترين راه براي تقويت ايمان و عملي‌ترين آنهاست. بديهي است كه شخص با به كار بستن اين دستورالعمل به مرور بر نفس خويش غلبه كرده و زمام آن را به دست مي‌گيرد و همين راه نجات واقعي انسان است.

نگذاریم دوباره آقا گریه کند...

امروز سالروز شهادت مولای متقیان و امید گرسنگان عالم است و نیز روز همبستگی مردم ایران با مسلمانان قحطی زده سومالی.

ماه رمضان امسال شباهت بسیاری دارد با ماه رمضان سال گذشته.پارسال مسلمانان پاکستان گرفتار سیل بودند و ما بی تعارف در آزمون کمک به آنان مردود شدیم تا اینکه با اشک های مولایمان حضرت ماه در خطبه های نماز عید فطر به خودمان آمدیم.

امسال اما مسلمانان سومالی منتظرمان هستند.نگذاریم بار دیگر اشک از چشمان دلربای آقایمان جاری شود. امسال ان شاالله لبخند ناشی از رضایت ولی مان را خواهیم دید.

از ابن ملجم عبرت بگیریم !

وقتی می بینم آن شمشیری که برفرق مولایم علی فرود آمد را آنکه روزی سربازی فداکار وشهادت طلب در رکابش بودوسابقه ای درخشان در جهاد وانقلاب داشت ،مجاهدی پاکباخته واهل شب زنده داری وقرایت قرآن بود فرودآورد!واکنون اشقی الاشقیاگشته وقتی شمر را که سر امام حسین را از بدن جدا نمود مجاهد ورزمنده واز افسران امیرالمونین می بینم پشتم می لرزد که خدایاچه قدر در خط ولایت ماندن دشواراست !راست گفتند که ان امرنا صعب مستصعب چه قدر دشوار! یادم افتاد آیه ای از قرآن را که خدای متعال اینگونه می فرماید :


 

أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ


 

 آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می ‏شوند و آزمایش نخواهند شد


 

همین حداقل یه خورده فکر کنیم ...

فذکر...

حاج اسماعیل دولابی توصیه‌هایی برای درک لحظات ویژه ماه مبارک رمضان دارد که بخشی از آن را با هم مرور می کنیم.
 
شب‌های ماه رمضان است،
اغلب شما جوان هستید.
وضو بگیرید.
نماز بخوانید.
کم حرف بزنید. کم قصه بگویید. این چیزهایی که در تلویزیون نشان می‌دهند
برای تفریح است یا برای بچه‌ها.
شما که روزه دارید کمتر این و آن را گوش دهید.
کمی به کارهایتان برسید.

نیم ساعت یا یک ساعت بعد از نماز در سجاده بنشینید و خدا را یاد کنید.
افطار که کردید، بدنتان که آرام گرفت، به دعایی، به ثنایی یک دقیقه خدا را یاد کنید.
با خودتان خلوت کنید.
به قرآن نگاه کنید.
یا اینکه اصلا ساکت بنشینید.
این خیلی قیمتی است.

آدم افطار حقیقی را با خدا می‌کند.
افطار حقیقی که خوردن نیست.
 
نماز پیامبر(ص) است. روزه علی(ع) است. افطار خداست.
از افطار بالاتر هم چیزی نیست.
  
 
علی(ع) روزه است؛ یعنی هر که علی(ع) را قبول کند در دنیا کم حرف می‌زند، آلوده نمی‌شود. ذکر دنیا را کم می‌کند ادعایش از بین می‌رود.
  
 
هر که پیغمبر را نگاه کند نماز خوانده است. ذکر خدا می‌گوید، دعا می‌کند، صلوات می‌فرستد . همینطور می‌آید جلو تا خدا را ملاقات می‌کند و می‌گوید اشهد، خدا را دیدم. اشهد ان لا اله الا الله می‌گوید و بالا می‌رود.
 

سی روز، سی گفتار | نهم: عید رمضان

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1390/139005195827e27.jpgپایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌ای در نظر دارد در ایام ماه مبارك رمضان، به صورت روزانه گفتار و توصیه‌هایی اخلاقی از رهبر معظم انقلاب را منتشر كند. این رهنمودها تحت عنوان «سی روز، سی گفتار» و در سحرگاه ایام ماه مبارك بر روی خروجی سایت قرار خواهد گرفت. روز هشتم: «عید رمضان»



شروع ماه مبارك رمضان، در حقیقت عید بزرگى براى مسلمانان است و جا دارد كه مؤمنین، ورود این ماه را به هم تبریك بگویند و یكدیگر را به استفاده هرچه بیشتر از این ماه توصیه كنند. چون ماه ضیافت الهى است، در این ماه فقط مؤمنین و كسانى كه اهل ورود در این ضیافتند، بر سر سفره پروردگار منان و كریم مى‌نشینند. این، غیر از سفره عام كرم الهى است كه همه انسان‌ها بلكه همه موجودات عالم از آن بهره‌مندند؛ این سفره خواص و ضیافت خاصان پروردگار است.
ادامه نوشته

نماز صبح...

اگه سخته برات که برای نماز صبح بیدار بشی این مقاله را بخونید ...

چرا خداوند متعال نماز صبح را قرار داد ؟ در حالي كه اينقدر كار سختي است و در اغلب اوقات قضا مي شود؟ خواب دم صبح خيلي شيرين و سنگين است چطور مي توان از آن دل كند و مشغول نماز شد؟ 

عامل اصلي و زيربنايي سستي در نماز و خواب ماندن براي نماز صبح و يا هر كوتاهي اي كه در زمينه دين و عبوديت پيدا مي شود در ضعف ايمان است. البته همه ما كم و بيش از اين عارضه رنج مي بريم و ايمان كامل براي انسان مومن يك ايده آل و آرزوي نهايي است ولي بايد بكوشيم هر چه بيشتر آن را تقويت نماييم. در روايت هست كه ايمان ده درجه دارد و وظيفه مومن حركت در اين مسير و افزودن به اين درجات است. گناه بودن در صورتي است كه اراده خودش در اين زمينه دخيل باشد. 

اما براي بيدار شدن شرايط ظاهري هم كمك كار است. خواندن نماز صبح در اول وقت آن شايد از نمازهاي ديگر مشكل تر باشد ؛ چرا كه كندن از رختخواب گرم و لذت خواب در ابتداي راه سخت است ولي نماز گزار مي تواند با كمي تمرين و ممارست از منافع سحر و صبح بهره مند گردد و از فيض نماز اول وقت ( بالاخص نماز صبح ) بي نصيب نماند . پيامبر خدا ( صلي الله عليه و آله ) فرمودند : هيچ بنده اي نيست كه به اوقات نماز و مواضع خورشيد اهتمام ورزد مگر اينكه آسودگي در هنگام مردن و از بين رفتن غم و اندوه ها و نجات از آتش را برايش ضمانت كنم . (ميزان الحكمه / ج 7 / ص 3129) 

از دست دادن سحر خيزي معلول علت هاي مختلفي مي باشد . مهمترين عامل آن اين است كه انسان به درستي نمي داند هدف زندگي چيست و دين و عبادت چه نقشي در رسيدن به اين هدف دارد. كساني كه هدفمند زندگي مي كنند و مي دانند براي چه بايد دين دار بود چه بسا انگيزه بسيار قوي اي در اين زمينه دارند و اين مشكل را ندارند.

ادامه نوشته